طعم عشق رو چشیدم اونقدر خوب بود که از دهنم نمیره....

 

lanat%20bar%20%5BAloneBoy.com%5D%20boghz لعنت بر بغض

خندیدن، خوب است
قهقهه، عالی است
گریستن، آدم را آرام می کند
اما…
لعنت بر
بغض!

اینم برای عشقم اگه افتخار بده بیاد:

مسافرم میری یه وقت یادت نره

اینجا یکی چشم به دره

منتظر اومدنت از سفره....!!!!

وقت خداحافظیه سفر بخیر عزیزم

دست خودم نیست که برات اینجوری اشک میریزم

تا دنیا دنیاست عشق من منتظرت میمونم

قسم به اون قبله که میپرستی

به اون خدا همون یگانه هستی

کعبه من جای دلم تو هستی

فرشته ی نجات من تو هستی

هرجا میری نذر میکنم ،

همیشه در امون باشی

پشت و پنات باشه خدا

الهی تو زنده باشی

هر جا میری یادت نره

اینجا یه چشم به راه داری

یه عاشق دل سوخته ی

غریب و بی پناه داری....

                                          ****************************

+ زندگی خوب‌تر می‌شود...

اگر بشود که "راز فصل‌ها را دانست و حرف لحظه‌ها را فهمید".

+ بهانه کم نیست ...

برای دوست داشتن و دوست داشته شدن !

با وجود تمام بهانه ها

و به سبک پائیزیه خودم دوستت دارم ...!

آره فرناز راست میگه دیگه بسه منه عاشق باید از عشقم بنویسم ...

        از این احساس خوب از این طعم عشق واقعی ...

                باید همه بفهمن اینجور که فکر میکنن و دیگرانم میگن نیست درسته...

             آدم خوب و درستو صادق کم شده...

       هیچ وقت از هر بی سرو پایی طلب عشق نکن عشق خودش میاد سراغت ...

من اینو قبول نداشتم ولی حالا رسیدم به این گفته ...

       اگه میخوای عاشق بشی عشقتو بشناس و فقط برای اینکه باهاش حال کنی ( خودتو ارضا کنی )

           یا حاله کسی رو بگیری نباشه عاشق شو یه عشق واقعی ...

من عشقمو دوسش دارم بی حدو مرز اونقدر که دلم میخواد همه بدونن و داد بزنم بگم که دوسش دارم...

         باور کن این همه میگن عاشق نشو ضربه میخوری و ... نیست ...

عاشق شو ولی!!!!!!!!!!! به معنای واقعی نه یه هوس....

دوست دارم این پستمو اون شخص بخونه...

دوست دارم بدونه که چقدر دوسش دارم ...

تو همین جا بهش میگم من بی نهایت عاشقتم...

 

 تا الان هر وقت هر چیزی رو که حسم بهم گفت اتفاق افتاد... این چند روزِ اخیر اعتمادم به

احساساتم چندین برابر شد...
یه آدم احساساتی مثلِ من هیچ وقت نمی تونه احساساتش رو بروز نده...

طعم احساسات گاهی برام شیرین و گاهی هم تلخِ... از شیرینیش شاد و از تلخیش هم غمگین میشیم و اشک می ریزم...

 

 

هنوزم برای خودم کسی ام و اشک مثل کوه پشتمه منهام نمیذاره...

 

تا صبح بی وقفه باریدم...ساعت ها هق هق ِ بی صدایی که درد هامو حل میکرد توی وجودم  و موهایی که دم صبح خیسه خیس بود از این بارونه ناگهانی ...

فقط از ترس رد شدن یه اشنا از این دور و بره که عکس اون چشمای وحشی زیر تمام پست هام نیست...

حالا که به خاطر تو بر روی دلم پا گذاشتم چند لحظه نیز به من نگاه بینداز.
حالا که به خاطر تو از صبح تا شب گریه میکنم ، یک لحظه نیز به حرف دلم گوش کن.
چرا به بیراهه میروی ، دیگر بهانه هایت برایم تکراری شده ، بی وفایی کار همیشگی ات شده
نمیخواهم اینبار نیز من مجرم این قصه ی تلخ باشم، نمیخواهم اینبار هم من متهم ردیف اول باشم.
من که گناهی نکردم ای خدا ، چرا اینگونه باید در عذاب لحظه های عاشقی باشم.
نه اینبار عاشق شدنم گناه نبود ، این احساس پاک قلب بیچاره ی من بود ، که تو باور نکردی و قلبم را زیر پاهایت له کردی.
تو باور نکن اما من به اندازه ی تمام بی محبتی هایی که به من کردی دوستت دارم.
تو مرا از خانه قلبت بیرون بینداز ، من در خانه ی قلبت مینشینم ، تو به من محبت نرسان ، من در همانجا میمیرم.
به خاطر تو غرورم را شکستم ، حرف دلم را باور نکردم و باز به انتظارت نشستم لحظه ای برگرد و ببین که من با التماس در خاکت نیز سجده کردم.
با وجود تمام بی محبتی هایت ،حالا که به خاطر تو همه ی زندگی ام را فدایت کردم ، راضی نیستم که تو حتی یک تار مویت را فدای عشق بی پایان کنی..

 
 
اعتماد مثل کاغــذه … که اگه مچاله شد ،
 
هر چقدر هم صافش کنى محاله به حالت اولــش برگرده !
  

 

ببین!!

نبودنت خیلی هم بد نیست!!!

به لطفِ
تو

شآعری شده ام برای خودم...
عکس های عاشقانه
لو رفتم . . .
در گوگل که سرچ میکنم "تو"
فقط عکس عاشقانه می آید . . .
 
می شود ماه را با دست هایت نگه داری،

غروب نکند؟

می خواهم درها و پنجــره ها را چفت کنم

و تــو را

برای همیشــه بنویسم.



شکستن دل،

به شکستن استخوان دنده می*ماند

از بیرون همه*چیز روبه*راه است،

اما..

هر نفس،

درد ا*ست که می*کشی



روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت

هر كسي غصه ي اينكه چه ميكرد نداشت

چشمه ي سادگي از لطف زمين مي جوشيد

خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت...

میان ماندن و نماندن

فاصله تنها یك حرف ساده بود

از قول من

به باران بی امان بگو :


دل اگر دل باشد ،
 
 
توی هفتا آسمون من یه ستاره ندارم
کسی که عشقه منو به یاد بیاره ندارم
 

 

لعنت به این دل که ازت دل نمیکنه ... با این همه خیانت بازم دوست داره...

 

 

دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده
برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان...

بــــــــــرای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم...
حـتـی بــــــــــرای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...!

بــــــــرای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش...
خنده هایی که دارم فراموششان می کنم...


و
بـــــــــــــرای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام!
می دونی وقتی
خدا
داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت !؟

جایی که می ری مردمی داره که می شکننت
نکنه غصه بخوری ، تو تنها نیستی


تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری، قلب می ذارم که جا بدی
اشک می دم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم


تــــــ ـــورو خــــــــــدا با گـــــ ـــریه هــــــات دیگـــــــه پـــشیمونـــ ــم نکــــ ــن

مـــــ ـــیونــــ ـه آغـــــــــوشــــ ـــه خـــــــودت دوبـــــ ــاره پــــنهونــــــم نکـــ ـــن



چشـــــــ ـــــم انتـــــــظار مـــ ــن نبــــاش، قصــــــــــه بــ ـه آخــــ ــــرش رسیــــــد

پرنـــــ ــــده ی عاشــــــــق تــــ ــو شــــبونــ ــه از قفـــــــــــس پـــــریــــ ـــد


افتاده نگاهت تو چشم عاشقم

شک نکن هنوزم شبیه سابقم

شک نکن هنوزم می لرزه زانوهام

وقتی که بخوام من کنارت راه بیام

جونم واست بگه بگه رک و راست

تورو می خوامت یه جورای خاص

می خوام بگم بذار بگم نشی بی احساس

جونم واست بگه بگه رک و راست

تورو می خوامت یه جورای خاص

می خوام بگم بذار بگم نشی بی احساس



اون کسی که هر روز دیدنش آرزومه

با وجود اینکه همیشه روبرومه

اون کسی که اسمش بغض تو گلومه

تو هستی بذار بگم من

تو هستی دیوونتم من

جونم واست بگه

جونم واست بگه

بگه رک و راست


تورو می خوامت یه جورای خاص

می خوام بگم بذار بگم نشی بی احساس

جونم واست بگه بگه رک و راست

تورو می خوامت یه جورای خاص

می خوام بگم بذار بگم نشی بی احساس

دوست دارم های دروغی ات را نثارم نکن...

 

چرا ؟؟ چرا باید سرمو پایین نگه دارمو فقط دهنمو ببندم...؟؟؟

چرا باید ببینم کسی که دوسش دارم اول خیلی راحت پیشنهاد بده

بهم و منم با تمام سادیم قبول کنم و برای همه حرفاش ارزش قائل بشم...؟؟؟

کلی چرا هست ...

بعد بعد از روز جواب تلفنامو ندادن جواب بده و با اینکه دوست دخترشی بر گرده بگه مخه چنداتا دختر زدمو کلی تعریف کنه.....

مگه من آدم نیستم !!! آخه مگه غرور ندارم که تو راحت این چیزا رو بهم میگیو باید دهنمو ببندم...

دیگه حالم ازت بهم میخوره از آدمی که با احساساتم به عنوان عروسک بازی کرد...

میدونی چقدر داغونم کردی ...

به طوری که از همه زده شدم!!!!!

آخه کاش میفهمیدی...

دیگه بسه من پگاهم ولی نه آدم قدیم و از این به بعد از خودم مینویسم....

از درد دلم نه درد همه....

به انتهای بودنم رسیده ام…

اما …

اشک نمی ریزم…

پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند…

من به این نتیجه رسیدم که تو این زمونه ما دخترا برای پسرا  (شایدم برعکس)

       فقط مثل عروسک میمونیم...

امروز باهامون خوبن و باهامون خیلی خوب بازی میکنن و فردا ازمون خسته میشن

      و میندازننمون کنار و فکر میکنن واقعا عروسکیمو هیچ

             هیچ احساسی ندارین و عین چه بهمون ضربه میزنن

                       و هروقت تنها میشن کسی رو ندارن بر میگردن تا دوباره باهامون بازی

                               کنن....

اینو یکی از دوستام بهم گفت ....

شاید واقعا همین طوره و خودمونو به خریت میزنیم....

 

عازم یک سفــــــــــــــرم

سفری دور به جایی نزدیـــــــــــــک

سفری از خود من به خــــــــــــــــــــــــــــودم

مدتی است نگاهم به تماشای خداســـــــــــــــــــــت

و امیـــــــــــــــــدم به خداوندی اوســــــــــــــــــــــــــــت…

 

هنوز هم صدقه هایم به نیت سلامتی توست…

 

هی….؟
معشوقه ی من….

 

سلامتی…؟؟؟!!!!

 

یادم باشد بگویمت…

دیگر از آن لبخندهآ

آن هم ناگهآنی ،

نثآر چشمهآی…

بیقرآرم نکنی،،،

دلـــــــــــــــــــم

طاقت این همه عآشقی را ندارد…


 

خواب هایم بوی تن تو را می دهد

نکند…

آن دورتر ها…

نیمه شب…

در آغوشم میگیری…!

چه کسی برای عشق بازی من…

شعر اتل متل خواند…؟؟؟

که پایت را به راحتی از زندگیم ورچیدی….

دلم می گیرد !..

وقتی ..

می نویسم فقط برای تو ..

ولی ..

همه می خوانند الا تو …!!!

 

دوست داشتن …
همین که پای کسی به دنیایت باز می شود ،
پایت

از این دنیا بریده می شود …

در پست پایین نظر داده شود... ممنونم...